|
|
|
خداوند سبحان، مال را به کسانی که دوست یادشمن دارد می بخشد؛ ولی دانش را جز به کسی که دوست دارد نمی بخشد [امام علی علیه السلام]
سوال :عذاب قبر جسمانی است یا روحانی یا هر دو؟ یا اینکه فقط روح عذاب دیده و بدین طریق جسم نیز عذاب می بیند )همچنان که در دنیا وقتی روح در عذاب است, جسم نیز آزرده می شود (؟ پاسخ :عذاب قبر جسمانی و روحانی است ولی جسم و بدنِ برزخی معذّب است. البته بدن مادی و دنیایی نیز از عذاب یا ثواب روح, تأثیرپذیر خواهد بود .توضیح مطلب با توجه به دو نکته روشن می شود: یکم . روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادی, خود را با بدن برزخی و قالب مثالی می یابد و می بیند . در واقع, روح آدمی با رفتن از حیات دنیوی به حیات برزخی, بدن مادی خود را رها کرده و با بدن مثالی خود متحد می گردد . این بدن متناسب با نظام برزخی بوده, اتحادش با روح, قوی تر از اتحاد آن با بدن مادی در زندگی دنیوی است . قالب مثالی موجود در خواب, می تواند ما را به بدن برزخی تا حدودی هدایت کند چرا که هنگام خواب - که تعلق روح به بدن مادی تا اندازه ای کم می شود و از حدود مادی تا اندازه ای آزاد می گردد روح خود را با یک نوع تن مثالی و با بدنی شبیه بدن مادی و دنیوی, می بیند. این دلیل روشنی است که روح انسان, در صورت عدم تعلّق به بدن مادی یا تعلق کمتر, قدرت تمثّل به بدن مثالی را دارد . انسان در هنگام خواب دیدن, خودش را با همان بدن و شکل و تصویر می بیند . این امر نشانگر وجود بدن مثالی و قالب برزخی است که با انتقال روح از این عالم مادی به نظام برزخی به وجود نیامده است بلکه قبلاً هم در آن نظام وجود داشته, ولی ما از آن محجوب بوده ایم و اگر این حجاب )تعلّق و توجه به نظام مادی و مادیات( را کنار زنیم, هم اکنون نیز خود را در آن قالب مثالی متمثّل می بینیم چنان که درخواب در حالی که بدن مادی ما در رختخواب افتاده و در حال آرامش است, خود را با بدنی مشابه با این بدن یافته و سیرها, حرکت ها, فهم ها, دیدنی ها, شنیدنی ها, خوردنی ها و خواستن ها با آن داریم نگا: محمد شجاعی, خواب و نشان های آن, صص 85-26 . .گفتنی است از نظر روایات, وجود بدن برزخی امری مسلم و قطعی است چنان که امام صادق علیه السلام فرمود: اما [ ارواح مؤمنان \ در بدن هایی شبیه بدن های دنیوی آنان است بحارالانوار, ج 6, ص 862, ح 911 . . این روایت بیانگر وجود بدن برزخی و مثالی در عالم برزخ است . دوم . میان قبر برزخی و قبر خاکی, ارتباط خاصی حاکم است یعنی, میان روح انسان در برزخ و بدن مادی او در قبر خاکی, ارتباط وجود دارد و این, در اصل از ارتباط روح و بدن مادی - که در طول زندگی دنیوی با یکدیگر یک نوع اتحاد داشته اند سرچشمه می گیرد . این ارتباط با قطع تعلق روح از بدن, پس از مرگ به کلی از میان نمی رود بلکه یک نوع ارتباط در حد پایین تری, میان روح برزخی و بدن خاکی و مادی وجود دارد . البته نه در حد و اندازه ای که در زندگی دنیوی و در دوران تعلق روح به بدن بود و نه با آن کیفیت و کمیت بلکه در میزانی ضعیف تر و با کیفیتی دیگر . از همین رو قبر خاکی با قبر و عالم برزخی روح, ارتباطی دارد که در نقاط دیگر این ارتباط را ندارد و به همین جهت است که به رغم حضور روح در عالمی فوق ماده و زمان و مکان )برزخ (, توجه خاصی به بدن مادی و نقطه ای دارد که بدن خاکی در آن هست . براساس همین ارتباط میان قبر برزخی و قبر خاکی است که دستورها و احکام خاصی در باب قبر خاکی, تشییع جنازه, کفن و دفن, حرمت قبور, استحباب زیارت قبور, دعا, طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظایر آنها در شریعت اسلامی وجود دارد .این ارتباط میان روح انسان در برزخ و بدن مادی او در قبر خاکی, در ساعت و روزهای اول مرگ, بیشتر از روزها و اوقات بعدی است و این به دلیل الفت شدید روح با بدن مادی در این دنیا است . البته به تدریج با انس گرفتن روح با بدن برزخی و قالب مثالی, از این توجه و ارتباط کاسته می شود و ارتباط ضعیفی میان روح و بدن خاکی باقی می ماند .با توجه به این دو نکته, روشن می شود که روح ما, بعد از انتقال به عالم برزخ, با بدن برزخی, در عذاب یا در نعمت خواهد بود. عذاب و نعمت, متوجه روح ما در قالب بدن برزخی است نه به بدن مادی و خاکی ما که در این عالم مادی در زیر خاک دفن شده است . این بدن مادی, پس از مرگ, نه حرکتی دارد و نه احوالی اما روح با قالب مثالی در همان حال, در عالم برزخ در عذاب وحشتناکی به سر می برد و فریادش بلند است و یا در نعمت و ابتهاجی به سر می برد که فراتر از تصور است .اما از آنجا که گفتیم میان بدن مادی در زیر خاک با روح در قالب مثالی در عالم برزخ, ارتباط ضعیفی وجود دارد آن عذاب ها یا نعمت ها, تأثیر ضعیف و ناچیزی بر بدن مادی می گذارد ولی آنچه که در اصل معذّب یا متنعّم است, روح با قالب مثالی در عالم برزخ است .برخی می گویند: چرا هنگامی که بدن مادی را در قبر می گذاریم و روی آن را می پوشانیم و پس از مدتی که قبر را می شکافیم, هیچ خبری نمی یابیم؟! آنچه می بینیم, تنها همان بدن خاکی است که بی حرکت در قبر افتاده است و هیچ اثری از آثار وحشت یا نعمت در آن نیست! برخی نیز دوربین در درون قبر می گذارند و مسائل آن را از هنگام دفن تا مدتی بعد دنبال می کنند ولی هیچ اثر و تغییر و تحولی نمی یابند!!آیا این امور دلالت نمی کند بر اینکه هیچ عِقابی )چه خوب و چه بد (, در کار نیست و فشار قبر, سؤال منکر و نکیر, عذاب ها و نعمت ها, پوچ و غیرواقعی است؟!با توجه به توضیحات گذشته, پاسخ این پرسش روشن است ولی در عین حال برای بهتر روشن شدن پاسخ, توجه به حقیقت رؤیا و خواب دیدن بسیار راهگشا است . اگر اندکی تأمل کنیم, درخواهیم یافت که رؤیا و خواب دیدن, حکایتگر عجیبی از نسبت میان قبر خاکی و قبر برزخی است . کسانی که کنار بدن انسان خواب بیننده, حضور داشته باشند, بدن او را در هنگام خواب, در کمال سکون و سکوت می یابند به صورتی که اگر از خواب وحشتناک خود آنها را مطلع نکند, اینان از آن آگاه نخواهند شد .بدن کسی که خواب فرحناک و دلپذیر می بیند نیز در کمال آرامش و سکون است و افرادی که در کنار او حضور دارند, از خوشی او به طور کامل اطلاع ندارند . این به ما می فهماند, انسان می تواند در برزخ در حال نعمت یا وحشت باشد و در عین حال, اثری از عذاب یا ابتهاج, در بدن خاکی او در قبر نباشد . البته گاهی انسان خواب ترسناک و ناراحت کننده ای می بیند, بدن او عرق می کند که اثری از خواب او بوده است ولی این امر همیشگی نیست و میان عالم خواب و برزخ تفاوت هست . در عالم خواب, ارتباط روح با بدن مادی, کاملاً قطع نشده ولی در عالم برزخ, ارتباط روح با بدن مادی به کلی منقطع است مگر ارتباط بسیار محدود و ناچیزی که حتی در صورت معذّب بودن روح در عالم برزخ نیز, تأثیر چندان قابل مشاهده ای بر بدن مادی در زیر خاک نخواهد گذاشت نگا: محمد شجاعی, خواب و نشان های آن, صص 17-57 . . کلمات کلیدی : عذاب قبر -جسمانی -روحانی؟، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 9:41 عصر
سوال :وقتی انسان می میرد, چه مدتی طول می کشد تا قیامت شود؟ پاسخ : علم به قیامت بنابر آیات قرآنی, فقط عنداللَّه است و قابل ظهور برای دیگران نیست: وَ یَقُولُونَ مَتی هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ یونس)01 (, آیه 84 . و می گویند: اگر راست می گویید, این وعده چه وقت است؟ و یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ اعراف)7 (, آیه 781 . [ ای رسول ما\ از تو احوال ساعت قیامت را خواهند پرسید که چه وقت فرا رسد پاسخ ده که علم آن نزد ربّ من است . کسی جز او آن ساعت را ظاهر و روشن نتوان کرد . [ شأن \ آن ساعت در آسمان ها و زمین بس سنگین و عظیم است نیاید مگر شما را ناگهان . از تو می پرسند که گویی کاملاً بر آن آگاهی, بگو علم آن ساعت محققاً نزد خداوند است ولی اکثر مردم بر این حقیقت آگاه نیستند .از نظر علامه طباطبایی, تعبیر إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی بیان کنایی از این نکته نیست که کسی )مثل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم ( به قیامت جاهل است بلکه بیان جدی و غیرکنایی از این حقیقت است که وقت قیامت, جز نزد خداوند نیست . این بدان جهت است که قیامت, ظرف فنای خودی های همه اشیاء است و تا خودی اشیاء فانی نشود, حضرت حق برای شیئی ظهور و تجلّی نخواهد کرد در این باب نگا:الف . محمد شجاعی, قیام قیامت, )مبحث چگونگی نفخ صور اوّل و دوّم ( .ب . سید محمدحسین طباطبایی, انسان از آغاز تا انجام, )ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی (, صص 801 - 901 و 203 - 303 المیزان, ج 9, ص 073 . . براساس آیات قرآن و روایات معصومان علیهم السلام, در آن زمان خداوند متعال خود پرسشگر و جواب دهنده است . خود می پرسد: لِمَنِ الْمُلْکُ ملک برای چه کسی است و خود پاسخ می دهد: للَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ برای خداوند یکتای غلبه کننده . کلمات کلیدی : قیامت-علم به قیامت، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 9:40 عصر
سوال :یاد مرگ چه فوایدی دارد؟ پاسخ :امیر مؤمنان علیه السلام, فواید یاد مرگ را در امور زیر می داند:1 . یاد مرگ سبب بازداشتن انسان از بیهودگی و بازی های دنیوی می شود: به خدا سوگند, یاد مرگ مرا از هزل و بیهودگی منع می کند نهج البلاغه, خطبه 48, ص 66 . .2 . اندیشه مرگ مانع انجام دادن کارهای زشت و ناروا است: هان! [ مرگ \برهم زننده لذت ها, تیره کننده شهوت ها و نابودکننده آرزوها را به یاد آرید آن گاه که به کارهای زشت شتاب می آرید همان, خطبه 99, ص 29 . .3 . یاد مرگ موجب انجام دادن اعمال و کردار نیک می شود: آن که مرگ را چشم داشت, در کارهای نیک پای پیش گذاشت همان, کلمات قصار 13, ص 463 . .4 . تذکر مرگ سبب بی رغبتی و کم خشنودی در دنیا می شود: آن که مرگ را بسیار یاد کند, از دنیا به اندک خشنود شود همان, کلمات قصار 943, ص 324 . .5 . اندیشه مرگ و تفکّر در مردگان پیشین, باعث عبرت آموزی است: پنداشتند که جای مردگان تهی است حال آنکه سخت مایه عبرت اند... [ مردگانشان \ مایه پند باشند, بهتر است تا وسیله فخر و بزرگواری همان, خطبه 122, ص 252 . . کلمات کلیدی : یاد مرگ، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 9:40 عصر
سوال :آیا در بهشت, انسان زاد و ولد می کند؟ پاسخ هرچه باشد, دلیل آن را بگویید و توضیح دهید؟ پاسخ :پیش از پاسخ دهی به پرسش شما, توجه به دو نکته ضروری است: یکم . عالم دنیا و عالم آخرت, دو عالم از عوالم هستی بوده و هر یک آثار ویژه خود را دارند . به همین جهت است که براساس آیات و روایات, برای ورود روح و بدن به عالم قیامت, نیاز به تحوّل اساسی است تا این دو قابلیت پذیرش احکام و قوانین قیامت را بیابند . برای مثال, بدن مادی در این دنیا, با سوزشی, صدمه خورده, از بین می رود ولی در قیامت با تحوّلات اساسی که در این بدن ایجاد می شود, به صورتی در می آید که در حال سوزش و ناراحتی شدید, بدن از بین نمی رود و یا برای مثال در دنیا حرکت و تغییر وجود دارد جوان پیر می شود, نو کهنه می گردد, کهنه ها از میان می روند, گیاهان پژمرده می شوند و... اما در جهان آخرت تغییر و تحول این چنینی وجود ندارد و نوعی ثبات و بقا حاکم است نگا: نحل )61 (, آیه 69, یونس )01 (, آیه 42, حدید )75 (, آیه 02, آل عمران )3 (, آیه 791, نساء )4 (, آیه 77 . .در زندگی دنیوی, خوشی با رنج, حیات با مرگ, لذت با محنت, اندوه با شادی و اضطراب با آرامش آمیخته است . اما در آخرت چنین نیست بلکه گروهی همیشه و از هر جهت متنعّم, شاد و آسوده اند و دسته ای دیگر همواره معذّب, غمگین و ناراحت اند نگا: قلم )86 (, آیه 33 رعد )31 (, آیه 43 طه )02 (, آیه 37 زمر )93 (, آیه 62 آل عمران )3 (, آیه 51, نساء )4 (, آیه 77 و... . .در واقع, با توجه به آیات و روایات, در عالم قیامت, نظام کنونی عالم مادی دگرگون می شود . پدید آمدن زلزله عظیم در زمین, مزمل)37 (, آیه 41 . شکافته شدن دریاها تکویر )18 (, آیه 7 ., به حرکت در آمدن کوه ها کهف )81 (, آیه 74 . و درهم کوبیده شدنشان حاقه )96 (, آیه 41 ., خاموش گشتن ماه و خورشید و ستارگان عظیم تکویر )18 (, آیه 2 . و پر از دود و ابر شدن فضای جهان فرقان )52 (, آیه 52 ., پاره ای از تغییر و تحول اساسی نظام کاینات است . دوم . نباید انتظار داشت در عالم قیامت احکام, قوانین و سنن عالم مادی و دنیا جاری باشد و اگر گاهی در لسان آیات و روایات, از مواردی چون خوردن, آشامیدن, بودن در کنار زنان جوان زیبا رو, حضور در کنار نهرها و زیر درخت ها و... یاد می شود, از باب تقریب ذهن ما به دریافت حقایق عالم قیامت است ولی این لذت ها, همانند لذّت جنسی این دنیا نیست . چنان که زنان آنجا, به هیچ وجه دچار عادت ماهانه نمی شوند نگا: بقره )2 (, آیه 52, آل عمران )3 (, آیه 51, نساء )4 (, آیه 75, ص )83 (, آیه 25, الرحمن )55 (, آیه 65 و... . .همچنین اهل بهشت می توانند فرزند داشته باشند ولی این موضوع به دلیل سنن حاکم بر قیامت, به شیوه ای نیست که در این دنیا وجود دارد . نظام حاکم بر قیامت, نظام دفعی است, نه نظام تدریجی یعنی, در قیامت خواستن مساوی با شدن و تحقق است. برخلاف نظام این عالم که برای عملی شدن خواسته ها, باید زمینه, اسباب و شرایط آن فراهم شود تا آن آرزو محقق گردد . در این دنیا, کسی که فرزندی می خواهد, باید ازدواج کند و با جمع یک سلسله شرایط و به تدریج و در زمان معیّنی دارای فرزند شود . اما در نظام قیامت چنین نیست بلکه بهشتیان هرچه می خواهند, برایشان محقق می شود, نگا: فصلت )14 (, آیه 13 ق )05 (, آیه 53 . و نیاز نیست که با جمع شرایط و پدید آمدن مقدماتی, به تدریج آن خواسته محقق شود . از این رو, خواستن فرزند در عالم بهشت, مساوی است با حضور بچه در همان لحظه چنان که روایاتی نیز در خصوص این امر نقل شده است نگا: خواب و نشان های آن, صص 68 - 09 . کلمات کلیدی : انسان- زاد و ولد -بهشت، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 9:39 عصر
سوال :آیا تکامل در عالم حشر وجود دارد؟ پاسخ :آیات و روایات, گویای این حقیقت است که حرکت و تکامل در عوالم بالاتر از برزخ نیز وجود دارد, حتی خود انتقال از عالم برزخ به عالم حشر, به جای خود, یک تحوّل تکاملی و سرفصلی از حرکت کلی تکامل است چرا که با تحقّق مرگ برزخی )نفخ صور اول (, ارواح از نظام برزخ به نظام بالاتر و نخستین عالم از عوالم حشر, وارد می گردند و از نظام برزخی رها می گردند . این انتقال خود در حرکت صعودی به سوی حضرت حق, یک تحوّل تکاملی بزرگ برای روح است . روح با این تحوّل و این سرفصل, هم در مرتبه بالاتری, چهره اصلی خود را یافته و هم از مرتبه نازله برزخی خود, به مرتبه عالی تر ارتقا می یابد .همچنین پس از ورود روح به عالم اول از عوالم قیامت و پیوند آن با بدن, منازل, مواقف و سرفصل هایی در پیش روی انسان قرار می گیرد که هر یک به جای خود یک تحوّل بزرگ تکاملی در بازگشت او به سوی خداوند است زیرا با هر انتقالی, انسان به صورت اصلی خود نزدیک تر شده و به کمالات از دست رفته خود در هنگام سیر نزولی, بار دیگر نایل می گردد. به تدریج سعه وجودی خود را می یابد و متناسب با عالم قرب می شود . علاوه بر آنکه در هر کدام از این عوالم هم بعد از ورود به آن - به مقتضای نظام خاص آن حرکت و تکامل داشته و در هر عالمی, کمالات جدیدی را کسب می کند .آیات و روایات فراوانی هست که گویای حرکت و تکامل در حشر و عوالم پس از آن و مواقف آنها است . به دلیل مجال اندک تنها به چند نمونه از آیات اشاره کرده و اهل تأمل را به دقت و تفکر در آنها توصیه می کنیم:1 . إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ آل عمران )3 (, آیه 77 . کسانی که عهد و پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می فروشند, آنان را در آخرت [ از سعادت های اخروی \ بهره ای نیست و خدای [ متعال \ روز قیامت با آنان سخن نمی گوید و به [ نظر رحمت به \ ایشان نمی نگرد و پاکشان نمی گرداند و عذابی دردناک خواهند داشت .عبارت و پاکشان نمی گرداند در این آیه, مفهوم خاصی دارد و بیانگر این حقیقت است که انسان هایی که در صراط مستقیم عبودیت بوده و مورد نظر حق می باشند, در حشر و مواقف و عوالم آن, مشمول تزکیه حضرت حق بوده و خداوند آنان را از آلودگی ها پاک می سازد. آنها را از آنچه که روی چهره اصلی شان قرار گرفته و از بسیاری از حقایق محجوبشان کرده است, تزکیه و تطهیر می کند . اما این تزکیه الهی, شامل آن دسته از انسان ها که در صراط عبودیت قرار نگرفته و با خداوند به مخالفت برخاسته اند, نخواهد بود .از طرفی, تزکیه خدای متعال, همان تکمیل و کامل ساختن روح آدمی است چرا که انسان در زندگی دنیوی, در ظاهر امر, دارای یک سلسله عقاید بوده و براساس آنها, روش و سلوک عملی خاصی داشته است. اما در باطن امر, روح آدمی در نتیجه همین عقاید و اعمال, دارای حرکت خاصی است که آن حرکت, اگر در سلوک عبودیت و صراط مستقیم باشد, روح را به تدریج پاک می کند و در مدارج کمال پیش می برد . این حرکت باطنی, همان تزکیه الهی است که در روح آدمی تحت سلوک ظاهری دینی انجام می گیرد . این تطهیر, روح را از حجاب ها, تعلق ها, رنگ ها و هرچه که بر روح در تنزلش از موطن اصلی, عارض گشته, نجات داده و آزاد می گرداند. در حقیقت یک حرکت تکاملی برای روح هست و حرکت روح جز با تزکیه نیست این تزکیه در زندگی دنیوی تحت سلوک دینی انجام می گیرد و در قیامت به مقتضای احکام خاص همان عالم انجام خواهد گرفت. پس این آیه به روشنی می گوید: تزکیه در عالم قیامت هست یعنی, حرکت تکاملی در عالم حشر وجود دارد .2 . إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بقره )2 (, آیه 471 . حقیقت این است که کسانی که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده, پنهان می دارند و بدان بهای ناچیزی به دست می آورند آنان جز آتش در شکم های خویش فرو نبرند و خداوند روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و عذاب دردناکی خواهند داشت .مفهوم این آیه مانند آیه پیشین آن است که تزکیه در قیامت, شامل کسانی نمی شود که احکام خدا را فروخته و در مقابل پول و ریاست, از حکم خدا در می گذرند .3 . إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ * وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلی صِراطِ الْحَمِیدِ حج )22 (, آیه 32 و 42 . حقیقت این است که خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند, در باغ ها و [ بهشت هایی \ که از زیر [ درخت های \ آن نهرها روان است, در آورده [ و داخل می گرداند \در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته می شوند و لباسشان در آنجا از حریر [ و پرنیان \است . [ پس از قرار گرفتن در چنین وضعیتی \هدایت می شوند به گفتار پاک [ و پاکیزه \ و به سوی راه خدای ستوده [ و حمید \هدایت می گردند .این آیه به حقایقی اشاره دارد که برای ارباب ذوق, مسحور کننده است . این گفتار و سخن پاکیزه چیست؟ از ابن عباس نقل شده است: هدایت می شوند به اینکه در بهشت به هر جا که نگاه می کنند, می گویند: لااله الا اللَّه . اما چه گفتنی و چه تبعات و آثاری که پس از این گفتن و خواندن می آید؟ فقط اهلش می دانند و بس . از ابن زید نقل شده که به این گفتار پاکیزه, اللَّه اکبر را نیز اضافه کرده است بحارالانوار, ج 8, ص 19 . یعنی, اهل بهشت مداوم اللَّه اکبر می گویند و پیش می روند . رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم شاهد جمال حق بود و هرچه پیش می رفت و بیشتر می رسید, می فرمود: اللَّه اکبر , باز بیشتر می دید و می یافت که نمی توان خداوند را توصیف کرد و می فرمود: اللَّه اکبر . من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست همچنین آیه فوق اشاره دارد که بهشتیان پس از قرار گرفتن در بهشت, به سخن پاکیزه و صراط ستوده, هدایت می شوند . پس معلوم می شود که در آنجا راه به خصوصی شروع می گردد و سیر تکاملی در قیامت ادامه دارد .اینکه از عوالم بالاتر, خبرهایی به آدمی می دهند و از بهشت, جهنم, عذاب و نعمت یادآور می شوند, ولی تصویر چنین مسائلی برای ما مشکل است نشانگر این حقیقت است که ما صلاحیت درک آن نظام ها را هنوز نداریم و باید با حرکت و تکامل, قابلیت ظرفیت ادراک و مشاهده آن عوالم را بیابیم .در روایتی وارد شده است: در بهشت درخت هایی است که بر آنها زنگ هایی از نقره قرار دارد هنگامی که بهشتیان می خواهند و اراده می کنند سماعی داشته باشند, خداوند نسیمی را از تحت عرش برمی انگیزد تا به آن درختان بوزد و زنگ ها به حرکت درآیند با صداهایی که اگر اهل دنیا آن صداها را بشنوند از طرب می میرند بحارالانوار, ج 8, ص 691, ح 381 . .این درخت ها چیست؟ آیا شجره طوبی است - که اصلش در منزل علی علیه السلام است همان, ح 581 . یا درختی دیگر؟ این زنگ ها چه زنگی است و آن صداها چه صدایی و آن خواندن ها چه خواندن هایی؟! گویا خواندن ها و آهنگ ها نیز در آنجا طوری است که آدمی را به سوی خدا می برد نه مانند خواندن های دنیوی که انسان را از خدا دور می کند . هرچه هست اگر به گوش اهل دنیا برسد, به دلیل نداشتن ظرفیت, می میرند و قالب تهی می کنند . پس باید حرکت, تحوّل و تکاملی وجود داشته باشد تا بر اثر آن, ظرفیت ادراک و پذیرش آن حقایق بالا و والا را در عوالم حشر بیابیم .پس معلوم می شود که تکامل در قیامت برای کسانی که راه توحید, ایمان و طریق عبودیت را طی می کنند غیر از راه افرادی است که راه انحرافی و ضلالت را در مقابل دارند .ادامه راه انحراف و گمراهی کفر و شرک, به صورت تکاملی نیست بلکه به این صورت است که صورت های باطنی راه باطل و یا راه های باطل و ضلالت, به ترتیب عوالم ظاهر گشته و رفته رفته هر چه بیشتر به ورطه هلاکت و جهنم فرو می افتند .آیاتی که بر رانده شدن مجرمان به سوی جهنم دلالت دارد, ناظر به همین واقعیت است مانند :1 . وَ قالُوا یا وَیْلَنا هذا یَوْمُ الدِّینِ هذا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ احْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما کانُوا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلی صِراطِ الْجَحِیمِ صافات )73 (, آیات 02 - 32 . [ و اهل ضلالت \می گویند: ای وای بر [ حال \ما! این روز جزا است این است همان روزی که آن را تکذیب می کردید [ سپس خطاب می آید به سوی ملائکه \کسانی را که ستم کرده اند با هم ردیفان شان و آنچه که غیر از خدا پرستیده اند, گردآورید [ و جمع کنید \و به سوی راه [ یا راهی که به \جهنم [ منتهی می شود \رهبری شان کنید .این آیه با صراحت بیان می کند بعد از حشر و جمع شدن منحرفان, آنان راه پیش گرفته در دنیا و برزخ را دنبال می کنند! پس معلوم است حرکت در هر نظامی, ادامه دارد و برای اهل ضلالت, این حرکت به صورت فرو رفتن در عمق و باطن ضلالت - که اثرش جهنم و جهنم ها است بروز می کند .2 . فَإِنَّهُمْ لآکِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَیْها لَشَوْباً مِنْ حَمِیمٍ ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَی الْجَحِیمِ همان, آیات 66 - 86 . پس دوزخیان حتماً از آن [ میوه های درخت زقوم که از قعر آتش سوزان می روید \می خورند و شکم ها را از آن پر می کنند . سپس ایشان را بر سر آن, آمیغی از آب جوشان است آن گاه بازگشتشان بی گمان به سوی دوزخ و جهنم است . شجره زقوم , درختی است که ریشه اش از اصل جهنم روییده و شاخه و برگش تا این نظام دنیوی کشیده شده است . عمل, فکر, صفت و عقیده بد, گرفتن شاخه ای از این درخت است که انسان را پیش می برد تا به اصل و ریشه آن - که در عمق جهنم است می کشاند . صاحبان این اعمال, دائم از میوه های این درخت تغذیه و شکم های خود را از آن پر می کنند تا برای پیش رفتن در قدم های بعدی, آماده شوند. این مسئله مرحله به مرحله ادامه دارد تا به جهنم - که ریشه درخت زقوم در آنجا قرار دارد رسیده و در عمق آن فرو روند. آیا این جز حرکت اهل ضلالت, چیز دیگری است؟ خداوند متعال این حقیقت را با الفاظ دنیوی برای من و شما بیان کرده است تا ما با شعاعی از حقایق و احکام عوالم دیگر, آگاه شویم وگرنه آن قدر حقایق و قوانین و آثار آن عوالم ژرف و عمیق است که نه ما ظرفیت درک آن را داریم و نه الفاظ توان بیان آنها را دارند . این آیه, به خوبی بیان می کند که جهنمیان و گمراهان در اول حشر, در اوایل راهی قرار گرفته و پیش می روند که تا عمق جهنم ادامه دارد و این دلالت بر حرکت و چگونگی آن در نظام های بالا و بالاتر دارد . کلمات کلیدی : تکامل - عالم حشر، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 8:56 عصر
سوال :آیا معاد و بازگشت برای همه موجودات است, یا منحصر در انسان می باشد؟ پاسخ :از نظر آیات قرآن, معاد و برگشت به سوی خداوند سبحان, یک مسئله کلی و عام بوده و مخصوص انسان نیست . با دقّت و تدبّر در نکات و تعبیرات قرآن, به این حقیقت پی می بریم که آفرینش و ایجاد هر موجودی, ملازم با برگشت دادن آن است یعنی, اعطای وجود به هر موجودی از جانب حضرت حق, توأم با خصوصیت عود, سیر و حرکت آن به سوی او است و وجود هر موجودی, در سیر و برگشت به سوی خداوند را اقتضا می کند .به عبارت دیگر, مبدأ متعال در متن ذات هر موجودی, این برگشت و حرکت را قرار داده است . هستی از خداوند, سرچشمه می گیرد و به سوی او بازگشت می کند و این, براساس عشق هر موجودی نسبت به کمال بالاتر و در نهایت نسبت به کمال بی نهایت است .هر موجودی به تناسب رتبه وجودی خود, از شعور برخوردار است و قبل از هر چیز, رو به جمال مطلق و خیر محض دارد و او را می یابد و چون می یابد, به او عشق می ورزد و به سوی او در حرکت است .در اینجا به بعضی از آیات قرآنی - که دلالت بر عمومیت و کلیت معاد دارد اشاره می شود:1 . اللَّهُ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ روم )03 (, آیه 11 . خدای متعال خلق را آغاز می کند و سپس آن را اعاده و برگشت می دهد و سپس شما انسان ها به سوی خداوند برگشت داده می شوید .این آیه با توجّه به برگشت کلی, مسئله معاد انسان ها را به آنان خاطر نشان ساخته, این حقیقت را بیان می کند که براساس قانون کلی اعاده , مستثنا بودن انسان ها مفهومی ندارد .2 . أَوَلَمْ یَرَوْا کَیْفَ یُبْدِءُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ إِنَّ ذَلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ, قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشی ء النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ عنکبوت )92 (, آیه 91 و 02 . آیا ندیده اید که خداوند, چگونه آفرینش را آغاز می کند, سپس آن را باز می گرداند؟ در حقیقت, این [ کار\ بر خدا آسان است . بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است . سپس [ باز\ خدا است که نشئه آخرت را پدید می آورد . خدا است که بر هر چیزی توانا است .براساس این دو آیه - که در مورد ارشاد مردم و سرزنش غافلان از برگشت به سوی خداوند است خداوند متعال, می خواهد این حقیقت را به انسان ها بفهماند که چون آفرینش, براساس مشیت و اعاده حق, به سوی او در حرکت و برگشت است و این یک سنت کلی حاکم در وجود است شما انسان ها نیز از این قانون کلی مستثنا نیستید بلکه قطعه ای از هستی می باشید که به سوی او باز می گردید .3 . قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکَائِکُمْ مَنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ قُلْ اللَّهُ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ فَأَنّی تُؤْفَکُونَ یونس )01 (, آیه 43 . [ به مشرکان \ بگو: آیا از شریکان تخّیلی و مصنوع شما, چنین موجودی پیدا می شود که خلق و ایجاد کند و سپس آنچه را که خلق کرده است, اعاده و برگشت دهد؟ [ به آنان \بگو: این خدای متعال است که خلق می کند و سپس خلق را اعاده و برگشت می دهد .در این آیه, علاوه بر اشاره بر اصل اعاده کل هستی, به این حقیقت هم اشاره شده که این برگشت و معاد, یکی از مظاهر قدرت مطلقه خداوند سبحان است .این آیات و آیات فراوان دیگر, حکایت از این حقیقت می کند که آفرینش هر موجودی و هر مخلوقی, به دنبال خود اعاده آن موجود و مخلوق را می آورد . به عبارت دیگر, اراده و مشیّت حق , اعاده هر مخلوق و برگشت دادن هر موجودی است که پا به عرصه وجود می گذارد و این مسئله منحصر در انسان نیست ر .ک: محمد شجاعی, بازگشت به هستی, صص 45 - 96 معاد یا بازگشت به سوی خدا, ج 1, صص 01 - 74 . . کلمات کلیدی : معاد و بازگشت، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 8:55 عصر
سوال :اینکه اموات در مواقعی مانند جمعه آزاد هستند آیا صحت دارد؟ چه افرادی این گونه می باشند و کیفیت آن چگونه است؟ پاسخ :براساس روایات و با توجه به ارتباط نسبی بدن برزخی با بدن مادی, ارواح انسان ها در برزخ, براساس منزلت و فضایلی که در دنیا داشته اند, امور دنیوی را درک کرده, حتی به خانواده خود سر می زنند و آنها را زیارت می کنند . این امر می تواند در هر زمانی و برای هر فردی باشد ولی روز جمعه مشخص ترین زمانی است که در روایات وجود دارد . در این باره, تنها به ذکر دو روایت بسنده می شود:1 . اسحاق بن عمار از امام کاظم علیه السلام پرسید: آیا مؤمن خانواده خویش را زیارت می کند؟ فرمود: آری . گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضایلشان برخی از آنان هر روز و بعضی نیز هر سه روز, خانواده خود را زیارت می کنند .اسحاق بن عمار می گوید: در اثنای کلام حضرت, دریافتم که فرمود: کمترین آنان هر جمعه [ خانواده خود را زیارت می کنند\ . پس گفتم: در چه ساعتی؟ فرمود: هنگام زوال خورشید, یا مثل آن پس خداوند فرشته ای را با او روانه می کند تا چیزهایی را به او نشان دهد که شاد شود و از وی چیزهایی را بپوشاند که او را غمگین می سازد محمد بن ابراهیم کلینی, کافی, به تصحیح علی اکبر غفاری, ج 3, )کتاب الجنائز (, ص 132, ح 5 . .2 . امام صادق علیه السلام فرمود: به درستی که مؤمن خانواده خویش را زیارت می کند . پس آنچه را دوست دارد, می بیند و آنچه را ناخوشایند دارد از او پوشیده می شود . به درستی که کافر خانواده خویش را زیارت می کند پس می بیند آنچه ناخوشایند او است و از او پوشیده می شود آنچه را دوست دارد . امام علیه السلام فرمود: پاره ای از ایشان هر جمعه زیارت می کنند و پاره ای بر حسب عمل خود زیارت می کنند همان, ص 032, ح 1 . کلمات کلیدی : روح-جمعه-آزاد، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 8:55 عصر
سوال :آیا جنّیان نیز در قیامت محشور می شوند؟ پاسخ :آیات اعاده کل خلق - که دلالت بر بازگشت همه وجود و سیر و حرکت همه به سوی معاد و مبدأ متعال می کند شامل موجودات نامرئی)جن ( هم می شود لکن علاوه بر این آیات, بعضی از آیات قرآنی به طور خاص, به حشر موجودات نامرئی )جن ( اشاره می کند: وَیَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدْ اسْتَکْثَرْتُمْ مِنْ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِیَاؤُهُمْ مِنْ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِی أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاکُمْ خَالِدِینَ فِیهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ وَکَذَلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ أَلَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِی وَیُنذِرُونَکُمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَی أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمْ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَ شَهِدُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کَانُوا کَافِرِینَ انعام )6 (, آیات 821 - 031 . و [ یاد کن \روزی را که همه آنان را گرد می آورد [ و می فرماید:\ ای گروه جنیان, از آدمیان [ پیروان \ فراوان یافتید . و هواخواهان آنها از [ نوع \انسان می گویند: پروردگارا, برخی از ما از برخی دیگر بهره برداری کرد, و به پایانی که برای ما معین کردی رسیدیم . [ خدا \می فرماید: جایگاه شما آتش است در آن ماندگار خواهید بود, مگر آنچه را خدا بخواهد [ که خود تخفیف دهد\ آری, پروردگار تو حکیم داناست . و این گونه برخی از ستمکاران را به [ کیفر \آنچه به دست می آوردند, سرپرست برخی دیگر می گردانیم . ای گروه جن و انس, آیا از میان شما فرستادگانی برای شما نیامدند که آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روزتان به شما هشدار دهند؟ گفتند: ما به زیان خود گواهی دهیم . [ که آری, آمدند\ و زندگی دنیا فریبشان داد, و بر ضد خود گواهی دادند که آنان کافر بوده اند .در این آیات به حضور جن و انس در قیامت و مخاطبه و معاتبه حضرت حق با آنها و به گفتار آنان و به عذاب و آتش برای کفار آنها اشاره می فرماید و قسمت اول آیه دوم یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ... انعام )6 (, آیه 031 . . به این حقیقت اشاره دارد که رسولان و فرستاده های الهی, آیات الهی را به جن و انس بیان کرده و آنان را از روز لقا و قیامت با خبر گردانیده و آنها را از لقای آن روز ترسانیده اند که اگر برای آن روز آمادگی لازم را نداشته باشند, گرفتار عذاب خواهند بود ر .ک: معاد بازگشت به سوی خدا, ج 1, صص 97 - 18 . کلمات کلیدی : جنّیان-محشور، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 8:54 عصر
سوال :ماهیت میزان در قیامت چیست؟ پاسخ :نظام قیامت, یک نظام تکوینی و حقیقی است نه قراردادی و اعتباری . آیات قرآن با تعبیرات مختلف, ابعاد گوناگون این نظام را تشریح کرده است که برای اهل آن, اشارات و نکات خاصی دارد . در اینجا به ذکر چند نمونه از آیات قرآنی اکتفا و به تدبّر و تأمل در آنها توصیه می شود:1 . وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ و در آن روز )قیامت ( سنجش [ اعمال از آن حق و از جانب \حق است پس هرکس میزان های [ عمل \او سنگین باشد, آنان خود رستگارانند و هرکس میزان های [ عمل \ او سبک باشد پس آنانند که به خود زیان زده اند چرا که به آیات ما ستم کرده اند اعراف )7 (, آیه 8 و 9 . .این آیات با تعبیر جالبی, این حقیقت را بازگو می کند که وزن و میزان, از آن خدا بوده و از جانب او است هر چقدر نامه عمل انسان با حق تطابق داشته باشد و هر مقدار که حق, سنگینی کرده و بر اعمال انسان حاکم باشد, آدمی رستگار خواهد بود . در مقابل, هر اندازه که صحیفه عمل از حق دور بوده و با آن مطابقت نداشته باشد, آدمی زیان بار و ستمکار به نفس خود خواهد بود . این آیه به خوبی می رساند که عالم انسان با حق سنجیده می شود اگر چرخش به سوی حق بود, رستگاری است وگرنه به سوی هلاکت و فلاکت .2 . وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفی بِنا حاسِبِینَ انبیاء )12 (, آیه 74 . میزان های دادگری را در روز رستاخیز می نهیم, پس هیچ کس [ در \چیزی ستم نمی بیند, و اگر [ عمل \هم وزن دانه خردلی باشد, آن را می آوریم و کافی است که ما حسابرس باشیم .این آیه می گوید: میزان قسط, حق و عدل است و به حدی میزان دقیق است که یک ذره - ولو به اندازه خردل را نادیده نمی گیرد.امام صادق علیه السلام موازین ذکر شده در این آیه را انبیا و اوصیا دانسته است بحارالانوار, ج 7, ص 942, ح 6 .. با توجه به آیه قبل و این روایت, می توان چنین استنباط کرد, آنچه صحیفه اعمال ما با آنها سنجیده می شود, هم حق است و هم انبیا و اولیا چرا که تحقّق عینی حق در پیامبران, امامان و اوصیا است .3 . فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خالِدُونَ مؤمنون )32 (, آیات 101 - 301 . پس آن گاه که در صور دمیده شود, [ دیگر \آن روز میانشان نسبت خویشاوندی وجود ندارد و از [ حال \یکدیگر نمی پرسند . پس کسانی که کفه میزان [ اعمال, افکار, عقاید, اوصاف و اخلاق \آنان سنگین باشد, ایشان رستگارانند و کسانی که کفه میزان [ اعمال, اوصاف, عقاید و اخلاق \آنان سبک باشد, آنان به خویشتن زیان زده [ و \همیشه در جهنم می مانند .این آیات نیز به روشنی می گویند: اگر مجموع نامه عمل و عالَمی که آدمی برای خود ساخته است, به سوی حق سنگینی کرد, نجات می یابد و آنان که در مجموع گرایش وجودشان به سوی خداوند سبک باشد جهنمی می شوند .4 . قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً أُولئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً ذلِکَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما کَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آیاتِی وَ رُسُلِی هُزُواً کهف )81 (, آیات 301 - 601 . بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانیم؟ [ آنان \کسانی اند که کوشش آنها در زندگی دنیا, به هدر رفته و خود می پندارند که کار خوب انجام می دهند . [ آری \آنان کسانی اند که آیات پروردگارشان و لقای او را انکار کردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت برای آنها وزنه [ و میزانی \نخواهیم نهاد . این جهنم سزای آنان است چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند .این آیه شریفه نیز بیانگر این حقیقت است که هر قدر, موازین عالم انسان با حق تطبیق نکند و کشش او به سوی غیرحق شدید باشد, اصلاً وزنه و میزانی برای او در کار نخواهد بود . انسان هایی که کششی به سوی خدا نداشتند و اعمال, افکار, کردار, اوصاف و اخلاقشان براساس حق نبود اصلاً میزانی برای آنان وجود نخواهد داشت و مستقیم به سوی جهنم و جهنم ها برده شده و سیر قهقرایی خواهند داشت .روایات نیز بیان های دقیق و عمیقی درباره میزان دارند که در اینجا تنها به ذکر یک روایت اکتفا می شود: هشام بن حکم روایت می کند که زندیقی [ که از مخالفان امام صادق علیه السلام بود \از حضرت پرسید: آیا چنین نیست که اعمال وزن می شوند؟ [ امام صادق علیه السلام در مقام پاسخ \ فرمود: نه, حقیقت آن است که اعمال جسم نیستند [ تا وزن شوند\ بلکه موازنه [ در چگونگی و در کیفیت \آن چیزی است که عمل می کنند . کسی احتیاج به وزن کردن اشیاء دارد [ که \ عدد اشیاء و سنگینی و سبکی آنها را نداند و هیچ چیزی بر خداوند پوشیده نیست . [ زندیق \گفت: پس معنای میزان چیست؟ [ امام صادق علیه السلام در پاسخ \فرمود: یعنی عدل . [ زندیق \گفت: معنای این آیه در قرآن که [ می فرماید\: پس کسی که موازینش سنگین باشد , چیست؟ [ حضرت در پاسخ \فرمود: کسی که عملش راجح باشد بحارالانوار, ج 7, ص 842 و 942, ح 3 . .این حدیث, نکات قابل تأملی را بیان می کند:1. میزان, چگونگی عمل را می سنجد و به کیفیت نظر دارد .2. میزان براساس عدل خواهد بود یعنی, آن عالم و موقف به اندازه ای دقیق است که هیچ عمل, صفت, خُلق و عقیده ای را - هرچند کوچک و جزئی در هنگام سنجش, فروگذار نخواهند کرد و از نظر دور نخواهند داشت .3. میزان, به معنای رجحان عمل انسان به سوی حق است .باید توجه داشت که مسئله ولایت و ارتباط با اولیای الهی یکی از مصادیق گرایش به حق است. به طور مثال محبت و اتحاد روحی با امیرالمؤمنین علیه السلام میزان را به سوی حق, سنگین خواهد کرد و آدمی را از فرو غلتیدن در جهنم و جهنم ها و دوری از خداوند سبحان نجات خواهد داد محمد شجاعی, مواقف حشر, مبحث میزان . کلمات کلیدی : میزان -نامه عمل، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 8:53 عصر
سوال :بدن برزخی چگونه است و از چه چیزی ساخته می شود؟ آیا مادی است یا غیر مادی و یا مابین این دو لطفاً توضیح دهید؟ پاسخ :بسیاری از حقایق هستی - به خصوص حقایقی که در ماورای جهان طبیعت وجود دارد برای ما پوشیده است . البته این ندانستن, بیشتر در کم و کیف و چگونگی آن حقایق است ولی عقل و وحی اصل آنها را اثبات کرده اند. دانش ما به کنه و ماهیت آن حقایق, بسیار محدود است مگر برای عده کمی که با سلوک عملی در همین دنیا به آن عوالم راه یافته باشند و علم اجمالی آنان, به علم تفصیلی تبدیل شده باشد . از این رو, سنخیت و چگونگی بدن های برزخی, برای ما به صورت کامل و دقیق روشن نیست ولی در عین حال از مجموعه آیات و روایات و تحلیل های عقلی, می توان دورنمایی از کم و کیف بدن برزخی را تصویر کرد .در این باره توجه به سه مطلب ضروری است: یکم . در تمام عوالم هستی )عالم مادی, برزخ و قیامت (, انسان دارای بدن است و در هیچ عالمی بی بدن نیست به دلیل اینکه روح انسان حقیقتی است که در متن و ذات آن, تعلّق به بدن نهفته است . دوم . هر یک از عوالم هستی دارای نظام, احکام, آثار و قوانین مخصوص به خود است یعنی, در عالم طبیعت, قوانینی حاکم است که غیر از سنن حاکم بر عالم برزخ است . در عالم برزخ نیز نظامی وجود دارد که در عالم قیامت نیست و در عالم قیامت, آثاری هست که در دو عالم برزخ و ماده وجود ندارد . از این رو, بدنی که در عالم طبیعت است, هم سنخ با قوانین حاکم بر این دنیا است و این بدن غیر از بدن برزخی است . بدن برزخی نیز هم سنخ با احکام و آثار عالم برزخ است . و همین طور بدن در قیامت, هم سنخ با سنن ویژه عالم قیامت و آماده پذیرش آن قوانین مخصوص است . برای مثال بدن قیامتی, بدنی است که در عین سوختن مدام, از بین نمی رود و بدن قیامتی یک فرد بهشتی, به صورتی است که در عین خوردن و آشامیدن, نیازی به تخلیه مواد تغذیه شده از بدن ندارد. بنابراین نباید تصور کرد که بدن های مادی, برزخی و قیامتی یکسان هستند . سوم . عالم قیامت, عالم بالاتر و نزدیک تر به مبدأ متعال است و از این رو موجودات آن از مراتب وجودی بالاتر و کامل تری برخوردارند . عالم جسم و یا نظام مادی دورترین عالم از مبدأ متعال است . از این رو, موجودات آن نیز از مراتب ضعیف تر و ناقص تری برخوردارند . موجودات عالم برزخ از موجودات عالم مادی, کامل تر ولی نسبت به موجودات عالم قیامت و تجرّد, ناقص ترند برای اطلاع تفصیلی از سه نکته فوق نگا: محمد شجاعی, معاد یا بازگشت به سوی خدا, ج 1, صص 821 - 141 و 212 - 622 . .با دقت در مطالب پیشین, مشخص می شود که:1 . بدن برزخی غیر از بدن مادی و غیر از بدن قیامتی است .2 . بدن برزخی متناسب با احکام و آثار و قوانین عالم برزخ است .3 . بدن برزخی از بدن مادی کامل تر و بالاتر و از بدن قیامتی ناقص تر و پایین تر است .بنابراین, بدن برزخی از آنجا که از بدن مادی بالاتر است, از سنخ ماده و جسم طبیعی نیست که احکام ماده بر آن غالب باشد ولی از آنجا که از بدن قیامتی پایین تر است, واجد برخی لوازم ماده - چون شکل, اندازه و مقدار است .روایات نیز به صراحت بیانگر این حقیقت است که بدن برزخی, شبیه بدن دنیوی است .امام صادق علیه السلام می فرماید: ارواح مؤمنان )در برزخ (, در بدن هایی شبیه بدن های دنیوی شان هستند بحارالانوار, ج 6, ص 862, ح 911 لکن فی ابدان کابدونهم . و ارواح انسان ها )در برزخ ( به صورت جسدهای دنیوی اند همان, ص 962, ح 121 ان الارواح فی صفة الاجساد . . امّا هرچند بدن برزخی بالاتر و کامل تر از بدن مادی است, در عین حال, از بدن قیامتی ناقص تر است .عبارت بدن هایی شبیه بدن های دنیوی یا در صورت جسدهای دنیوی بیانگر شباهت است نه یکسان بودن . شبیه آن است چون شکل, مقدار و اندازه دارد, و هر مرده ای, مرده دیگر را در این قالب مشاهده کرده, او را می شناسد چنان که در خواب, آدمی صورت خود را به شکل دنیوی با دیگران در سرور یا رنج می بیند . اما عین بدن دنیوی خود نیست چون می تواند - به طور مثال بدون وسایل و ابزار مادی, مسافت طولانی را سیر کند و با اراده ای, خود را در جای دیگر قرار دهد. به همین جهت, در بسیاری از روایات, خواب را نشانه خوبی برای عالم برزخ و بدن برزخی دانسته اند در این باب نگا: محمد شجاعی, خواب و نشان های آن, صص 85 - 26 . کلمات کلیدی : بدن برزخی-مادی، امید-نا امیدی-ترجو-ارجی
[ نظر:() ]
ن : مرتضی حسین زاده
ت : 89/12/18:: 8:53 عصر
|
|
|
|